تبليغاتX
جواد کاظمیان

جواد کاظمیان

تولد تولد تولدت مبارک ...

 

مبارک مبارک تولدت مبارک...

 

داداشی تولدتو از ته دل تبریک می گم.امیدوارم صد سال زنده باشی...

 

حالا بیا شم هارو فوت کن هزار سال زنده باشی...

 

خدایا خودت پشتش باش

 

اینم کیکی که خودم برا داداشیم درس کردم

 

اینم هدیه تولد برا داداشی...................................

نوشته شده توسط حدیث جونتون در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 22:30 | لینک ثابت |

سلام به همگی...

مسابقه رو که دیدید؟خب من ازش تریفی ندارم .مساوی کردیم.ولی واقا عالی بازی کردیم.

به خودم وتیمم افتخار می کنم .لااقل از اس اس یا بهتر ظاهر شدیم.

ولی دیدید بازی بدون داداشی اصلا نچسبید....

دلم بدجوری براش تنگ شده.نمی دونم چیکار کنم.اگه اون بود الان یه گل بهشون زده بود.

خب ولش کنیم یه روزی اونم میادو مارو خوشحال میکنه.

حرف خاصی ندارم ولی بد جوری حالم خرابه.نه به خاطر فوتبال .یه مشکلی برام پیش اومده که

شما باید دعام کنین.

اینم یه شعریه که بازبونه مادریم سرودمش.دلم گرفته بود گفتم این شعرم بزارم .چون خودش یه

عالمه برام خاطره داره...

نصیحت!

بو دونيادا درديم يوخيدي

 سنن ساري درديم چوخيدي

 

كاش بير گوش اوليديم

 

قانات ورب يانوا گليديم آغلييرديم

 

فيكر اليديم سن منيم بير اورييم سن

 

آما من خاميديم اوشاغيديم

 

بير نصيحت اشيد اوغلان

 

بو دونيادا هشكيمه اوري باغلاما

 

هشكيمين قانلي باشينا آغلاما

 

هشكيم سنون قانوا آغلاماز

 

آغري باشوا دسماللرين باغلاماز

 

بو دونيانين آداملاري نامرددي

 

نامردديگدن هله كچسون توهمتدي

 

پس سنون بير خردا سادليگون

 

بو دونيا دا آخيري اولمگدي

 

 

 
نوشته شده توسط حدیث جونتون در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 17:13 | لینک ثابت |

عیدتون مبارک....

 

عید داداشیم که دعوت نشد مبارک... 

 

عید دایی که داداشیمو دعوت نکرد مبارک... 

 

عید همه ی کسانی که اومدن وبلاگم مبارک... 

 

عید خودمم مبارک... 

 

ای خدا پوسیدم از بس که داداشیو ندیدم .حالا هم که آقا دایی اونو دعوتش نکرد... 

 

دلم می خواد از ته دل داد بزنم حرف دلمو بگم ولی نمی شه ... 

 

آقا دایی هم شهریه محترمم هیچ وقت این کارتونو فراموش نمی کنم ... 

 

هیچوقت...

نوشته شده توسط حدیث جونتون در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 16:11 | لینک ثابت |

 

سلام سلام وسلام .

وای خدا امروز چقد خبرایه خوبی من شنیدم .الان که از کلاس زبان اومدم بهم گفتن علی دایی سرمربی

شدهآقای دایی تبریکاینشاا.. صد سال دیگم شما سرمربی تیم ما بمونین راستی دایی جونم هم

شهریه ماستااااااااااااااااااااااااااااداداشی (جواد)به تو هم تبریک می گم به خاطر اینکه تیمت راحت شد و

می تونی تا آخر عمرت روش حساب کنی با دایی جونم .راستی بچه ها تبریک نمی گیدآخ قربون شما

دوستای گلم با داییم و جوادممن باز خدمت می رسم.تا بعد...

دایی جون دوست داریم دوست داریم ٪٪٪۱۰۰

                  

نوشته شده توسط حدیث جونتون در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 18:55 | لینک ثابت |

                              بچه ها ۸ اسفند تولدمه ولی من اصلا خوشحال نی ستم .

                                           داداشی تولدمو تبریک نمی گی؟

                               وای نمی دونید انگاری همون دیروز بودکه برام تولد گرفت بودن .    

                                                چقد عمر آدما زود می گذره!!!

                      

                        داداشی خیلی منتظرتم که بهم تبریک بگی

 

نوشته شده توسط حدیث جونتون در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 17:45 | لینک ثابت |

               

       

        

سلام دوستای گلم .این چند روزی که نبودم خیلی دلم بریاتون تنگ شده بود .آخه می دونین این درس و

 

مدرسه نمی زاره که به این وبلاگم برسم .امروزم که اومدم چون تو اردبیل دو روزه که به علت برودت هوا

 

مدرسه ها تعطیله راستی از داداشیم که خبر دارین ؟دیدین بازم اون نامردا نذاشتن داداشیم بازکنه.بازم

 

مثه همیشه داداشیم تو برنامه ی نود با حرفای فول احساسش گل کاشت.من اینجام هیچ خبری ازش

 

ندارم .فقط ازطریق رسانه ها از حال داداشیم با خبر می شم .حالا بزارین یه خاطره از مدرسمون در

 

همین مورد براتون تعریف کنم .یک روز رفتم مدرسه دیدم هیشکی نیست بعد از 5 دیقه یکی از دوستای

 

استقلالیم اومد و گفت اخ حال کردم که جواد کاظمیان بی شخصیت رو میدون ندادن.باور نمی کنین این

 

حرفش بهم بد جوری برخورد .بلد شدم و یقشوو گرفتم و گفتم از مال بازیکنان شما که بهتره .حالا خوب

 

شد جواد من دوازده  دیقه بازی کرد نه به اون بازیکنان شما که یک دیقه هم بازی نکرد .اقا این دختره

 

دیگه از اون روز به من احترام می زاره و هر وقت منو می بینه می گه خیلی هوای داداشیتو داریا

 

ناقلا...منم بهش می گم فوزولی موقوف...

            

نوشته شده توسط حدیث جونتون در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 13:9 | لینک ثابت |

جواد کاظمیان عزادارشد ...

 

جواد کاظمیان محبوب ومحجوب پرسپولیس که اینک درامارات بسرمی برد

 

درپی فوت عمه مهربان خود داغدارشدجواد با شنیدن این خبرپیام تسلیتی به

 

خانواده خود ارسال کردوعنوان نموددر اولین فرصت برای شرکت درمراسم

 

عزاداری خود رابه مشکان کاشان خواهدرساندماهان وکلیه هواداران این

 

نشریه فوت عمه عزیز جوادکاظمیان رابه خانواده محترم کاظمیان تسلیت

 

گفتند

        

 داداشی منم بهت تسلیت می گم امیدوارم آخرین غمت باشه...

نوشته شده توسط حدیث جونتون در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 22:3 | لینک ثابت |

 

 

پس از گذشت بيست مسابقه از آخرين شکست پرسپوليس در مسابقات فوتبال، اين بار صدرنشين ليگ

برتر در مسابقات ليگ جام حذفي شکست سنگيني خورد. آن هم در وضعي که پيش از اين هم آخرين

باخت آنها برمي گشت به ديدار نيمه نهايي جام حذفي سال گذشته که در آن پرسپوليس در استاديوم

آزادي 1 - 4 به سپاهان باخته بود. به هر حال وقتي محسن ترکي سوت آغاز مسابقه پرسپوليس - پاس

را در ورزشگاه قدس همدان زد، حتي خوش بين ترين تماشاگران همداني هم نمي توانستند تصور کنند

که پرسپوليس چه شکست سنگيني را تجربه خواهد کرد. به هر حال تنها گذشت نيم ساعت از آغاز

مسابقه کافي بود تا روي اشتباه مهدي واعظي که توپ از زيردستانش در رفت، مهدي جعفرپور گل اول

پاس را ثبت کند. البته در وقت دوم مسابقه با اينکه همه انتظار داشتند پرسپوليس براي جبران بازي را

دنبال کند، باز هم اشتباه مشترک محمد نصرتي و مهدي واعظي باعث شد تا مهدي جعفرپور در دقيقه

57 در وضعي که مقابل دروازه خالي قرار داشت گل دوم تيمش را بزند، اما اين پايان کار نبود. پس از اين

گل بود که ديگر پرسپوليس حتي نمايش منطقي خود در استاديوم قدس را دنبال نکرد. آنها به قدري آ

شفته بازي کردند که غير از دريافت يک گل ديگر در ده دقيقه پاياني بازي، از سوي محسن ترکي داور

بازي هم «کارت باران» شوند. اولين کارتي که محسن ترکي در اين بازي از جيبش درآورد، کارت قرمزي

بود که با آن فرزاد آشوبي را اخراج کرد. البته پس از آن در عرض شش دقيقه حسين بادامکي، پس از آن

محمد نصرتي و البته عليرضا نيکبخت واحدي هم از زمين بازي اخراج شدند تا پرسپوليس تنها با هفت

بازيکن زمين را ترک کند. آن هم در وضعي که شايد عصبانيت بازيکنان پرسپوليس حتي به اخراج پنجم و

تعطيلي مسابقه ختم مي شد. در اين بين افشين قطبي که اولين شکست خودش را در فوتبال ايران

مي گذراند، بهاي گزافي را بابت اين باخت پرداخت. او نه تنها نتوانست تيمش را به جمع هشت تيم برتر

جام حذفي برساند که حتي شايد با احکام انضباطي عبدالرحمن شاه حسيني رئيس کميته انضباطي

فدراسيون فوتبال چند بازيکن خود را براي مسابقات آينده در اختيار نداشته باشد. البته خوش شانسي

قطبي به اين برمي گشت که اين اتفاق در مسابقات جام حذفي افتاد و اين چهار کارت قرمز محروميتي را

براي بازيکنان اين تيم در بر نخواهد داشت. با اين شکست پاس همدان نه تنها در يک چهارم نهايي جام

حذفي به فولاد خوزستان رسيد که لقب گربه سياه اين فصل مسابقات فوتبال را مال خود کرد. آنها غير از

اين پيروزي رويايي، استقلال را هم در يک نمايش خوب در استاديوم آزادي شکست داده بودند. به هر

حال اين را هم نبايد فراموش کرد که مهدي جعفرپور ستاره اين مسابقه لقب گرفت. کسي که با هت

تريک خودش نقش اول اين اتفاق بود. البته وينکو بگوويچ روي نيمکت سرمربيگري پاس همدان در ثانيه

هاي پاياني مسابقه او را با محمد غلامين تعويض کرد تا تماشاگران پيش از پايان بازي يک دل سير او را

تشويق کنند. البته اين شکست عجيب را بايد در کنار اخراج عليرضا مرزبان از کادر فني پرسپوليس و

درگيري شيث رضايي با باشگاه و محروميت کريم باقري در بازي با سپاهان گذاشت تا به اين خروجي

رسيد. پرسپوليس در آستانه هفت روز مانده به مسابقه انتهاي نيم فصل با سپاهان اصلاً وضعيت خوبي

ندارد. با اينکه همه اين اتفاقات را به سقوط زودرس پرسپوليس تعبير مي کنند، اما نبايد وجه ديگر ماجرا

را ناديده گرفت. اينکه قطبي در شانزده بازي ابتدايي پرسپوليس در ليگ برتر به همه ثابت کرده با هوش

بي نظير خود مي تواند در هر وضعيتي ورق را به نفع خودش برگرداند.

اولين تيزهوشي او پس از شکست به پاس همدان بخشش عليرضا مرزبان بود. او روز گذشته گفت که

هيچ مشکلي با مرزبان ندارد و اين بگو مگوها در فوتبال طبيعي است و او مي تواند از روز بعد از بازي با

پاس همدان در تمرين حضور داشته باشد.

نوشته شده توسط حدیث جونتون در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 17:14 | لینک ثابت |

 دردو دل

 

 

  انگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد.به یاد من باش.که من همیشه به یاد توام.

 

 ازطرف بهترین دوست تو"خدا"( سوره بقره ایه152)  

 

 زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند:فروختی؟گفت:نخریدند، تمام شد.

 

 دعا بهترين هديه رايگاني است كه مي توان به هركس داد و پاداش بسيار برد .

 

 زندگی چون پیچکیست کهانتهایش میرسد پیش خدا.

 

 دراین دنیا که حتی ابرهم نمیگریدبه حال ماهمه ازمن گریزانند تو هم بگذرازاین تنها.

 

 زندگی برگ بودن درمسیرباد نیستامتحان ریشه هاستریشه هم هرگزاسیرباد نیست .

 

نوشته شده توسط حدیث جونتون در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 15:51 | لینک ثابت |

 

لبخندها

 

 

*یکي يه روباه مرده ميبينه به خودش ميگه خوب شد مرده وگرنه گولم ميزد

 

 

*تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد

 

 

*يه نفر دندوناش طلا بوده، هر شب تو گاوصندوق مي خوابيده

 

 

*يه نفر ميره دکتر ميگه آقاي دکتر هيچ کس منو تحويل نمي گيره. دکتره ميگه: نفر بعدي

 

 

*يكي داشته شامپو را بدون آب مي ماليده رو سرش ازش مي پرسن چرا بدون آب ميگه

 

 

*به يكي مي گن تو نمي خواي آدم بشي ميگه من از اين قرتي بازيا خوشم نمي ياد.

 

 

*يه نفر(حديث) تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد.

 

 

*غضنفر داشت پرتقال پوست مي کند، مي گه: خدايا کاش توش موز باشه

 

 

*گوسفنده قرص شادي آور (اكس) مي‌خوره مي‌ره سر چهار راه مي‌ايسته

 

 

*غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد.

    

نوشته شده توسط حدیث جونتون در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 15:40 | لینک ثابت |

 

 

پرسپولیس سرور استقلاله

نوشته شده توسط حدیث جونتون در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 15:36 | لینک ثابت |

تيمهاي پرسپوليس و پيكان تاكنون 16 بار به مصاف هم رفته اند كه 9 بازي پرسپوليس و 4 مسابقه پيكان

برنده ميدان بوده و 3 ديدار با تساوي به پايان رسيده است. البته دو باخت پرسپوليس در چارچوب

مسابقات باشگاههاي تهران و جام حذفي بوده استاولين بازي دو تيم در تاريخ 15 فروردين ماه سال 1348

در ورزشگاه امجديه (شيرودي) برگزار شد كه دو تيم به تساوي بدون گل رسيدند.تيم پرسپوليس در آن

ديدار با اين تركيب به ميدان رفت: مهدي عسگرخاني، جعفر كاشاني، رضا وطن خواه، محمود بيداريان،

اصغر اديبي، كاظم رحيمي، فريدون معيني، هنريك سركيسيان، حبيب عليزاده، ناظم گنجاپور و حسين

كلاني با هم نگاهي داريم به تاريخچه كامل بازيهاي پرسپوليس و پيكان از سال 1448 تاكنون به همراه

گلزنان دو تيم.

نوشته شده توسط حدیث جونتون در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 15:30 | لینک ثابت |

       

    

 

نوشته شده توسط حدیث جونتون در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 15:16 | لینک ثابت |

                 

 امام زمان ...............

 

ای گوهر هستی من شوم  این خاک پایت

 

پس کی شود این جان حقیرم به فدایت

 

ای آنکه سرودندشعر انتظار برایت

 

پس کی برسد غیبت کبری به نهایت

 

آمدنت راه نجات همه گان است

 

دیدار تو مرحم راز غافلان است

 

لعنت به همه اشغالگر امن و امانت

 

که کردند خیانت و ذلت و بی عدالت

 

دیدار با تو را دوس دارم نه با حقارت

 

بودن با تو را دوس دارم باشرافت

 

غافلان و عاشقان را درمان تویی

 

تلسم و جادو را باطل تویی

 

همه ی عالم درمان می شوند با دعایت

 

پس چرا نمی ایی جانم به فدایت؟

                The image “http://lklklklklklklklklk.blogfa.com/Photo/l/lklklklklklklklklk.gif” cannot be displayed, because it contains errors.                                      

                

نوشته شده توسط حدیث جونتون در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 15:56 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://hadesjk.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design